بله

ممنونم از وقتی که گذاشتید اما من کاملا گیج شدم.یعنی شما منظورتون اینه که طرفین باید به صورت خاص قبل از ازدواج مشاوره برن که مشخص بشه ازدواجشون با هم درسته یا نه؟

-بله

ازدواج با اختلاف سنی زیاد؟

سلام وقتتون بخیر
ببخشید میشه‌ یه راهنمایی بکنید در مورد ازدواج با اختلاف سنی زیاد؟با در نظر گرفتن این موارد: همه ی موارد دیگه اوکی باشه و طرفین خودشون با این قضیه کنار اومده باشن و خانوم که سنش پایین تره خیلی پخته تر از سنش فکر کنه و رفتار کنه.نظر شما چیه به عنوان یه مشاور؟

جواب:این سوال خیلی کلی هست.مث اینه که بگی خوردن شکلات مفیده؟

خب برای کسی که دندون سالم داره و مرض قند نداره،شکلات در حد معقولش شادی آور هم هست! اما برای کسی که دیابت داره یه جور دیگه ست.برای کسی که دندان های آسیب پذیر داره باز یه جور دیگه ست.

ببین! این درباره جسم بود.درباره روحیات افراد دیگه قضیه گسترده تره و هر آدم مثل اثر انگشت،منحصر به فرد میشه.باید با اون کیس به شکل خاص حرف زد و شرح حال گرفت تا معلوم بشه چه مشاوره ای میشه بهش داد.

با همون شرایطی که گفتید، گاهی این نوع ازدواج سمه و گاهی این نوع ازدواج نجات بخشه!به همین گَل و گشادی احتمال تنوع مشاوره هست توی افراد مختلف!

متوجه باشید که ما با روح انسان مواجه هستیم نه یک ربات مکانیکال که بگیم این مساله؟کد دستوریش توی همه ربات ها اینه!

نه!انسان اینجوری نیست.

امیدوارم جوابم واضح بوده باشه :)

مطالعه کنیم(به دو عکس روی جلد روزنامه هم دقت کنید)

گفت و گو با همسر و دختر معلم فداکار گرمه ای که روی تخت بیمارستان هم از آموزش دانش آموزانش دست نکشید
آنلاین تا  بهشت
زینب محمودیان- «مریم اربابی» معلم فداکار و دلسوز گرمه‌ای که با وجود ابتلا به کرونا هیچ گاه دست از تلاش و آموزش به دانش آموزانش نکشید و با وجود شرایط بسیار سخت بیماری، روی تخت بیمارستان، شوق تربیت و تحصیل دانش‌آموزانش را داشت ، با به جا گذاشتن کتابی از ایثار و از خودگذشتگی، دار فانی را وداع گفت. به گزارش خبرنگار ما، «مریم اربابی» آموزگار دبستان شاهد ریحانه شهرستان گرمه بود. این معلم پرتلاش با وجود بیماری کرونا و حضور در بخش مراقبت‌های ویژه و شرایط حاد تنفسی حتی در واپسین ساعات و لحظات عمر خویش در حال تدریس به دانش‌آموزبود. خبر درگذشت این معلم والامقام موجب تالم و تاثر فراوان شد . تصویر این آموزگار فداکار روی تخت بیمارستان نمایانگر فداکاری انسان های وارسته ای است که شُکوه نام معلمی را معنا می بخشند.  «علیرضا بداغی» همسر این معلم فقید درگفت و گو با خبرنگار ما اظهار کرد: همسرم طی ۲۸ سال تدریس همیشه در کنار تعلیم در مدرسه، یک زن نمونه و مهربان در زندگی بود. «سهیلا» دختر این معلم فداکار هم گفت: مادرم خیلی به فکر دانش آموزانش بود و آن ها را بسیار دوست داشت و حتی گاهی روزهای تعطیل برای تعلیم به مدرسه می‌رفت. به گفته یکی از دانش آموزانش، خانم «اربابی» معلمی از جنس نور بود، درک بسیار بالایی داشت و خوش اخلاق و مهربان بود و به دانش آموزان به چشم فرزندانش نگاه می کرد.در پی درگذشت این معلم فداکار، پیام های تسلیت مختلفی از سوی مسئولان استانی و کشوری صادر شد.       

درس های فرمانده  کلیپ حضور فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش در یک بنگاه املاک برای اجاره  خانه ای کوچک بسیار پربازدید شد  یک فرمانده  سابق ارتش در این روزهای سخت اقتصادی اقدام بسیار زیبایی کرد که موجب شد ویدئوی آن  در شبکه های اجتماعی پربازدید شود. در این ویدئو امیر سرتیپ احمد دادبین از فرماندهان شجاع هشت سال دفاع مقدس، فرمانده لشکر 28 پیاده کردستان، فرمانده سابق نیروی زمینی ارتش و مشاور فعلی فرمانده کل ارتش در یکی از بنگاه های املاک تهران دنبال خانه ای برای اجاره است. طبق گفته ها، این فرمانده خانه خود را به یک خیریه برای اسکان افراد نیازمند و بی سرپناه بخشیده و به گواه اطرافیان اگر 10 خانه دیگر هم داشت، باز می بخشید.او حالا می خواهد خانه سازمانی‌اش را بدون اطلاع تخلیه کند و برود در گوشه‌ای از تهران اجاره نشین شود تا یک خانه سازمانی خالی و فرد دیگری صاحب خانه شود. خودش هم  در بخشی از صحبت هایش به مشاور املاک می گوید که خانه فعلی اش (منظورش خانه سازمانی است) را خالی کرده تا به فرد نیازمندی بدهند و برای او  و همسرش یک خانه کوچک کافی است. در ویدئویی که از این فرمانده در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود، وقتی کارمند املاکی می پرسد: «رهن و اجاره می خواهید یا رهن؟» فردی که در تصویر نمی بینیم می گوید: «خانه ای در شأن تیمسار باشد.» که امیر دادبین می گوید: «شأن نداره. من احمد بسیجی ام یک خانه کوچولو برای دو نفر می خوایم هر چی کوچک تر بهتر». امیر سرتیپ احمد دادبین، بزرگ مرد 65 ساله ای که به گفته خودش از درجه ستوانی تا امیری‌ را در منطقه غرب گذرانده است، در خنثی‌سازی کودتای نوژه  نقش اساسی داشت، کسی که ارتفاعات کردستان به نقش داشتن اش در حفظ تمامیت ارضی ایران در برابر تجزیه طلبان شهادت می دهد، کسی که بزرگ ترین رزمایش تاریخ نیروی زمینی ایران را برگزار کرد، مردی که یکی از محبوب ترین و برجسته ترین فرماندهان ارتش بوده و هست و حالا برای کمک به مردم و کارکنان ارتش خانه اش را واگذار کرده، خانه سازمانی را تحویل داده است و حالا قصد دارد که اجاره نشین شود. کاربران زیادی به شرافت، پاک دستی و مردم داری این فرمانده ارتش واکنش نشان دادند. کاربری نوشت: «واقعا از این همه انسانیت مبهوت شدم.» کاربر دیگری نوشت: «کاش همه ما این جور پاک، مخلص و عاشق مردم و کمک بهشون  باشیم.» 

منبع:روزنامه خراسان

ترامپ؟بایدن؟بس کنید تو رو خدا!

یه عالمه کامنت گذاشتین اینجا که پیروزی بایدن و شکست ترامپ رو به من تبریک بگین؟

آخه که چی بشه؟

از خوشحالی شما خوشحالم اما بذارین کامنتای اونایی که مشاوره میخوان دیده بشه

خیلی بی انصافیه

سارا از آبادان!

لطفا خبری از خودت بده.نگرانمون کردی

پاسخ به سوال یک مردودی خوشبخت

نویسنده:.......... شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۹ ساعت: ۲:۲۸

نمیدونم اون یکی وبم دست خودته یا نه پس اینجا هم مینویسم امیدوارم بت برسه و جواب بدی
ما که مردود شدیم و حوصله پشت کنکور موندن نداریم چکار کنیم؟

 

=

اولا که اون یکی وب یعنی کجا؟فقط همین وبه و بس!بقیه فیک هستن.

و در ادامه:

در پاسخ شما باید عرض کنم:گزینه ها زیادند اما نکته مهم و گزینه اول اینه:وارد بازار کار بشوید.

نمی دونم تو که این کامنت رو گذاشتی پسری یا دختر

اما در هر حال

موضوع اصلی اینه که برای پیشبرد برنامه های زندگی ،هر آدم به پول نیاز داره!

خب

البته اسم محترمانه ش میشه پس انداز و سرمایه گذاری

البته اینم بگم، الزاما مدرک تحصیلی به این معنی نیس که شخص برای کسب در امد از مدرک تحصیلی میره درس میخونه که مدرک بگیره  که باهاش بتونه حتما جایی استخدام بشه و پول در بیاره! نه! خیلی ها درس میخونن برای علاقه به خود درس خوندن و کسب دانش کردن!

ولی به هر حال

قبل از رفتن به دانشگاه و حتی رفتن به سر کار، قبل از این که حتی از در خونه بیای بیرون، یک ساعت(دقیقا یک ساعت و نه حتی یک روز!فقط یه ساعت!)با خودت باید خلوت کنی که از دنیا چی میخوای؟از زندگی چی می خوای؟چه هدفی داری؟ یه تیکه کاغذ بردار و با خودکار یه خط ترسیم کن.نقطه شروع خط الانه،جایی که تو هستی(10 مهر99 مثلا)،نقطه بعدی یه سال دیگه(10 مهر1400).با خودت فکر کن از این نقطه تا اون نقطه بعدی قراره چه کارایی انجام بدم که زندگیم بهتر بشه؟

یکی میگه میرم ازدواج می کنم.یکی میگه میرم کاسبی راه میندازم.یکی میگه میرم دنیا رو میگردم...هرچی!

اوکی

خب

همه این کارا پول لازم داره

حالا پول از چه راهی حاصل میشه؟

از جیب بابا  مامان؟

عاها!نکته همین جاست

خیلی از دوستانی که میان مراجعه میکنن از این مینالن که چرا پدر و مادر پولداری ندارن و برای رسیدن به آرزوهاشون فقط حسرت میخورن!!!

ببین!پدر و مادر پولدار داشتن فقط یه فرصته نه نعمت! چه بسیار پدر و مادر پولداری که با همون پولداری باعث انحطاط فرزند خودشون شدن!البته غیر عمدی! ولی چه فایده؟فاجعه فاجعه س!چه عمدی و چه غیر عمدی!

موضوع اصلی خودتونید!این شمایید که باید بلد باشید با پول چیکار کنید

کسی می دونه با پول باید چیکار کنه که خودش اونو کسب کرده باشه!نه که از جیب ننه بابا کش رفته باشه!متوجهید؟

شما فرصت داشتن پدر و مادر پولدار رو نداری؟ باشه!اما کلی فرصت دیگه هست!مغزت!چشمت!گوشت!بیان و زبانت...از سر تا پا خودت فرصتی!فرصت های گوناگون!وقتی وارد بازار کار میشی،1 درصد موضوع پولیه که در میاری! 99 درصد، یادگرفتن فوت و فن های جدیده! خب الان من به شما بگم برو نونوایی کار کن میری؟نه!خودت برای خودت یه چارچوبی داری!میگی من دوست دارم توی خیاطی کار کنم!یا دوست دارم توی فروشگاه  لوازم خانگی کار کنم به عنوان فروشنده! یا دوست دارم توی عکاسی کار کنم!

وقتی وارد این دوست داشتن ها میشی،مهارت های مربوط به اونو کم کم توی مغزت مث اسفنجی که آب رو جذب می کنه، جذب می کنی

این همون سرمایه اصلی توئه

همون 99 درصد

مدرک تحصیلی اصلی همونه

مدرک لیسانس همونه

مدرک ارشد همونه

مدرک دکترا همونه

مهارتی که بشه ازش پول ساخت

الان خیلی از بچه ها میرن دانشگاه

با طی مدارج و نمره های عالی مدرک فوق لیسانس رو هم میگیرن و بعد فارغ التحصیلی چی هستن؟هیچی!یه آدم معمولی با کاغذی به نام مدرک تحصیلی در دست.فاقد هر گونه مهارت و تجربه!

متوجهید؟

من یه رفیق داشتم

دوره دبیرستان با هم بودیم

دیپلم مونو که گرفتیم اون رفت سراغ کار

معدلش از من بالاتر بود

با هم رقیب بودیم توی درسای دبیرستان

از خانواده نداری هم نبودن

زندگی رو به بالایی داشتن

اما رفت سراغ کار

من هم رفتم سراغ درس!

من مثلا لیسانس گرفتم

اون توی مرغ داری کار میکرد.کارگر ساده بود!

من مثلا  فوق لیسانس گرفتم

اون کارگر ماهر بود

من مثلا دکتری گرفتم

اون صاحبکار شده بود! با یک کاسبی کوچیک

من دنبال کار بودم

اون داشت کاسبی خودشو توسعه می داد

من الان دلم خوشه که ماهی بالای ده میلیون تومن در آمد دارم

اون مرغداری بزرگی داره که ماهی صد میلیون تومن براش سود آوری داره و هی داره زرت و زرت ملک و ماشین و سکه میخره .دیگه نمی دونه با پولاش چیکار کنه!بچه خوبی  هم هست.دستش توی خیره! زندانی و بدهکار هم آزاد میکنه!جهیزیه نوعروس هم میده! خدا برکت بده! :)

خب! فکر کنم به اندازه کافی توضیح دادم؟باز هم نکته ای مونده؟ این مثال بودا! نگید:میم به ما گفت جای رفتن به دانشگاه برید مرغداری بزنید!

این در جواب این بزرگوار خوشبختی که فرصت داره تا یه مدت بدون مزاحمت دانشگاه بره سراغ کار و کاسبی

البته پسرا مانع سربازی رو هم دارن که اونو زودتر برن برش دارن!از اون ور زودتر کارت پایان خدمت بگیرن و برن سراغ کاسبی و یا دانشگاه!در حین خدمت هم میتونید برای کنکور ثبت نام کنید و بخونید و امتحان بدین.منظور اینه که یه ماه رو هم نذارید تلف بشه!

ولی خطاب به اونایی که امسال قبول شدن هم میگم خدا وکیلی الکی پشت کنکور یه سال دیگه خودتونو معطل نکنید!هر چی قبول شدین برید ثبت نام کنید و الکی پای این وسواسای بیخود که مهناز فلان رشته رو قبول شد فلان جا و من نشدم و این چشم و هم چشم بازیا یه سال دیگه عمرتونو حروم نکنید.البته به شما هم میگم همزمان سر کار هم برید و پول در آوردن رو تجربه کنید.وقت درس خوندتونو نمی گیره! همتون شب امتحانی هستین!الکی ادای انیشتن رو در نیارید که خود انیشتن هم شاگرد تنبل کلاس بود!

بزنید توی خط کسب درآمد و خجالت هم نکشید.همزمان درس تونو هم بخونید.از قضا وقتی وارد بازار کار میشید تازه می فهمید که لازمه چه رشته ای رو بخونید.همون دوستم.الان لیسانس پرورش طیور گرفته و میخواد برای ارشد اقدام کنه!یعنی اگه توی این بیزنس نرفته بود عمرا اصلا می دونست رشته پرورش طیور هم وجود داره توی دانشگاه! تازه میره این ور اون ور مشاوره هم میده به تازه کارایی که میخوان وارد این بیزنس بشن.از این کارم پول در میاره!! من مشاور آدمام.با بالای ده میلیون تومن درآمد ماهانه!اون مشاور مرغا!با بالای صد میلیون تومن در آمد! 

می بینید؟

 

میم اولتیماتوم می دهد

توجه توجه!

بچه های کنکوری که جواب انتخاب رشته تون اومده!

آماره همه 39 نفرتون رو ندارم

هنوز یه تعدادی نفرستادین که کجا و چی قبول شدین

اصصصصصصصلا مهم نیس

مهم اینه که من الان دارم میگم:

هر چی قبول شدین برید ثبت نام!

الکی یه سال دیگه خودتونو معطل نکنید که امسال کرونا بود! بد خوندم!خوب نخوندم!سال دیگه شق القمر می کنم!

چه خبره بابا؟

فکر میکنید اونی که الان دانشگاه تهران و شریف و امیر کبیر و این چرت و پرتا قبول شده توی رشته های خفن مگه چقد از شما خوشبخت تره؟

کم کم خبر خودکشیا و افسردگیاشون میرسه(البته خدا نکنه اما طبق تجربه هر ساله نمونه هایی برام میاد متاسفانه)

جمع کنید خودتو دیگه!

برید یه لیسانسه رو بگیرید زودتر، هر چی انرژی میخواین بذارین توی همون چهارسال لیسانس برای مقطع ارشد بذارید

نبینم و نشنوم که بازم امسال ول معطل کنکور سال بعد باشیدا!

+

خبرای پیشرفت تحصیلیتون رو برام بیارید!ببینم هر ترم کدومتون شاگرد اول کلاس شدین

 

سلام.متاسفانه به خاطر اشکال نرم افزاری که مرورگرم داره نمیتونم راحت برم توی چت گفتینو

دارم کامنت به کامنت تو وبلاگا پیش میرم.متاسفانه نظرات هرز زیاد میذارن توی وبلاگم.اونایی که مشاوره میخوان درخواستشونو چند بار بذارن.میام.بابت تاخیر شدیدا عذر میخوام