جناب انارک!چه تضمینی است که این بار هم مثل دفعه قبل یهو غیبتان نزند؟
توی کامنت بنویس جواب رو
توی کامنت بنویس جواب رو
شنبه شلوغی بود و من با یکی از کیس ها خدا حافظی کردم و گفتم بعدی بیاد تو که منشی محترم(که بر خلاف تصور شما،خانم نیست بلکه آقای مسن خوش رو و خوش برخوردیه)اومد تو و گفت:دو نفر اومدن بی نوبت میخوان بیان داخل تو رو ببینن!
گفتم:بی نوبت؟پس تکلیف اینایی که امروز نوبت داشتن چی میشه؟
بیچاره سکوت کرد و نگام کرد!
گفتم نه!بگو منتظر باشن اگه کسی از اینایی که نوبتشه نیومد راهشون بده جای اون!
گفت باشه و خواست بره که یهو دو نفر هیکلی و کت شلواری بدون در زدن اومدن داخل و در جواب منشی که داشت کم کم داد و هوار می کرد که چرا بی اجازه اومدن داخل،با خنده و شوخی میگفتن:ما دکتر رو میشناسیم.آشنامونه.پنج دقیقه ای کارمون تمومه و ضمن این حرفا یکیشون پیرمرد رو با اون موهای سفیدش هل داد بیرون و در رو بست!
من که از این رفتار نامحترمانه خونم جوش اومده بود گفتم:من شما رو نمیشناسم آقایون.تا نوبت نگیرید و توی نوبت خودتون داخل نشید من هیچ مشاوره ای به شما نمیدم!بیرون!
که یهو یکی کارتش رو در آورد که مربوط به یکی از نهادهای امنیتی خفن ناک و پشم ریزون بود!
گفتم:با این وجود هم مشاوره نمیدم!شما قراره با این کارت امنیت رو برقرار کنی نه که بی نوبت بیای داخل و سوء استفاده کنی!
بزرگترشون گفت:دکتر!ما برای مشاوره نیومدیم!الان دقیقا سر کار مون هستیم!ماموریت ما اینجاست! واسه این که پشت سر شما حرف در نیاد که از ...... اومدن دکتر رو دیدن و باهاش حرف زدن هویت واقعی خودمونو به منشی معرفی نکردیم.الان هم بدون سر و صدا چند تا سوال ازت میکنیم و میریم و شما هم به مریضات برس!
-مریض نه آقا!کیس مشاوره ای!
-باشه همون!
-بفرمایید بشینید
-اجازه هست؟
-مگه اومدی داخل اجازه گرفتی؟
خندید و نشست و به همکارش اشاره کرد بنشیند
او هم دقیق جلوی در نشست!!!
گفتم:خب؟
-آقای .... رو چقدر میشناسید!مدیر کلنیک سابقی که توش کار می کردید!
تعجب کردم!گفتم:چرا از من میپرسید؟
-خب شغلمون همینه!
-نه منظورم اینه که چرا منو برای تحقیق ازش انتخاب کردید؟
-چون تو کسی هستی که الان ازش حقوق نمی گیری و رابطه کاری باهاش نداری و ظاهرا ایشون شما رو تازگی بیرون کرده
-دلیل دیگه ای نبود؟
-فعلا همین دلایل رو میتونم بگم!
خب!باید چی جوابشو میدادم؟زیر آبش رو میزدم؟بدگویی میکردم ازش؟چون من باهاش سر شیوه کار اختلاف داشتم؟چون اون علیه من این طرف و آن طرف بدگویی کرده بود باید الان حسابی از خجالتش در می اومدم؟زن و بچه اون مدیر احمق چه گناهی کرده بودند؟مخصوصا که اینا از یک نهاد خفن امنیتی اومده بودند که با حرفای من پرونده طرف رو پر کنند! خب! من همون حقیقت رو بگم!دیگه خودشون می دونن!
-حدود سه سالی به عنوان مشاور نزد ایشون کار می کردم.در حد همون رابطه کاری و اینا میشناسمش!
-چرا بیرونتون کرد؟
-خب!من کیس های پایین شهری رو که خیریه ها یا افراد معتمد من معرفی می کردند رو هم توی دفترم در اون کلنیک پذیرش میکردم با هزینه خودم اما ظاهرا ایشون این کارها به مذاقش خوش نمی اومد و میگفت کلاس اونجا رو میارم پایین با این کارام.
-شما حقوق 17 روز آخری که اونجا بودید رو به میل خودتون دریافت نکردید یا ایشون خودش براتون واریز نکرد؟
یا خدا!دقیقا آمار 17 روز رو داشتند!
گفتم:خب!فکر کنم در این باره باید به وزارت کار شکایت کنم نه شما!
-درسته اما درباره خصلتهای مالی ایشون میخوایم اطلاع کسب کنیم که چقدر به تعهدات مالیشون پایبند هستند؟
-خب ایشون خودش واریز نکرد و البته منم چون دیگه نمیخواستم با ایشون رو در رو بشم دیگه نه تماسی گرفتم نه پیگیری کردم
-از ایشون به دلیل افترا و تهمت شکایت ندارید؟
خشکم زد!اینها هم از تهمت های مدیر خبر داشتند؟
گفتم:نه خب!کی حوصله شکایت و شکایت کشی داره؟
-ایشون هرگز به شما پیشنهاد شراکت توی کلنیک رو داد؟
-نه ولی شایعه ش رو بعد رفتن من راه انداخت و گفت دلیل رفتنم از کلنیک همین بوده!
-ایشون هرگز روابط نامشروع داشته؟
-نمی دونم.من ندیدم.اصلا فیلد کاری ما این شکلی نبود که از روابط خصوصی هم خبر داشته باشیم.با هم رسمی حرف میزدیم و در سطح کاری نه چیز دیگه!
-شما کلا از ایشون هیچ شکایتی ندارید؟
-نه!
-مطمئنید؟
-بله!
-حتی حقوقتونم نمیخواید؟
-خب اگه برام بریزه ممنون میشم!
-ممنون میشی؟
-بله خب!
-ممنونم از جواب هاتون
-خواهش!
-اگه طی روزهای آینده با شماره های عجیب غریب باهات تماس گرفتن بردار لطفا! چون منم!شاید سوال تکمیلی داشته باشم ازتون بپرسیم! لطفا همکاری کنید.ما می تونستیم احضاریه رسمی براتون بفرستیم اما برای این که وقت شما را نگیریم و حرف و حدیث براتون پیش نیاد خودمون اومدیم.لطفا شما هم همکاری کنید!
-حتما!
امان از اون مدیر سابق!معلوم نیس چه گندی بالا آورده که اینا افتادن دنبالش...روابط مالی؟رابطه نامشروع؟چه خبره واقعا؟
نویسنده:من دوشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۰ ساعت: ۱۴:۱۵
میشه به منم کمک کنید؟ قبلنم کامنت گذاشته بودم اما خبری نشد یکی از دوستان قدیمی شما رو معرفی کرده بود
مساله یک پروژه ست که درگیر انجامش شدم و به شکل مسخره ای کش اومده
دعا کنید زودتر جمعش کنم
================
نویسنده::) چهارشنبه ۹ تیر ۱۴۰۰ ساعت: ۱۴:۲۸
دکتر میشه درمورد اینکه ایا فرزند امکان شکایت از والدینرو داره یا نه بنویسی؟
اگر داره چطوری؟
خواهش میکنم این لطف رو بکن
خواهش میکنم....
وب سایت ایمیل
================
ببین!همه امکان شکایت علیه هم رو دارن ولی این که چطور بهش رسیدگی بشه فرق داره
قاضی هم که گاو نیس! میبینه مورد شکایت چه شکلیه متوجه میشه که مثلا فرزند برای عقده گشایی علیه پدر و مادرش شکایت کرده و قضیه رو با کمی نصیحت و خنده جمع میکنه و پرونده رو بدون محکوم کردن والدین مختومه میکنه!
باید ببینی واقعا پدر یا مادر یا هر دو مرتکب خلافی درباره فرزند شده اند یا نه؟
همین الانش داریم بچه هایی که راجع به نفقه از پدرشان شکایت کرده اند و قاضی بررسی می کند ببیند قضیه چیه واقعا؟
اگه پدر و مادر جدا از هم زندگی میکنند و فرزند پیش مادر زندگی کنه قاضی شکایت نفقه(خرجی دادن پدر به فرزند)را بررسی می کند و در صورت اثبات اهمال پدر او را محکوم به پرداخت نفقه ماهانه و ارائه رسید می کند
اما اگر پدر ومادر در صلح و صفا کنار هم زندگی می کنند و فرزند بخاطر این که باباهه پی اس فور براش نخریده علیه او شکایت کند،قضیه با نصیحت و خنده مختومه میشه
دیگه نمی دونم جزییات زندگی خصوصیت چیه ولی خود دانی! :)